اي دير به‌دست‌آمده! بس زود برفتي

آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

چون آروزي تنگ‌دلان، دير رسيدي

چون دوستي‌ي سنگ‌دلان، زود برفتي

زآن پيش كه در باغ ِ وصال ِ تو، دل من ـ

از داغ ِ فراق ِ تو برآسود، برفتي

ناگشته من از بند ِ تو آزاد، بجستي

ناكرده مرا وصل تو خوش‌نود، برفتي

آهنگ به جان ِ من ِ دل‌سوخته كردي

چون در دل ِ من عشق بيفزود، برفتي

انوري